به وبسایت پرتال جامع افق خوش آمدید

تبلیغات

مطالب این تارنما با استفاده از اسکریپت هوشمند خبرخوان افق گردآوری شده است . درصورت مشاهده محتوای نامربوط لینک مطلب را گزارش دهید .

تبلیغات






سر و راز در طریقت مبارکه علویه قادریه صادقیه

سرّ و مشتقات آن ۳۳ مرتبه در قرآن کریم بیان شده كه از ريشه "سرر" بوده و معاني كمي متفاوتي همانند مخفي كردن چيزي و يا انجام كاري بطور پنهاني، داشته است. ولی در بیشتر موارد به معنای سخن پنهانی در دل افراد یا راز درون است.
در طريقت سر و اسرار به معني مطلبي است كه بر همگان پوشيده بوده و جز ذات حق كسي از آن مطلع نبوده و يا فقط تعداد بسيار كمي به آن وقوف دارند.
اسرار را مي توان به دو بخش اسرار انساني و اسرار الهي تقسيم نمود.
اسرار انساني مربوط به دنياي مادي بوده و گاهي به آن راز هم گفته مي شود و شامل مسايل و مطالب و اقوال و احوال و افعال بخصوصي از انساني يا كساني، در دنياي ناسوت مي باشد. همانند اسرار زندگي شخصي ديگران، اسرار نظامي، اسرار اداري، اسرار تجاري و قِس عليهذا اسرار الهي كه راز درون هم گفته مي شود به تمامي مطالب و پديده هايي كه فاعل آن حق تعالي بوده و يا در ارتباط با ذات و صفات و عوالم الهي باشد إطلاق مي گردد. بعبارت بهتر اسرار الهي همان بخش غير قابل مكشوف براي عوام در علم الهي است. كه به معني شناخت و درك ذات و ماهيت و اسرار تمامي مخلوقات و روابط في مابين در كل جهان هستي و كائنات مي باشد كه تا كنون كشف و افشا نگشته اند و دسترسي به علم الهي همان كشف اسرار الهي است. همانند اسرار خلقت انسان، اسرار گردش سيارات، اسرار پيدايش أتمها و مولوكولها از عدم، اسرار صفات الهي، اسرار عالم غيب، و قِس عليهذا لازم به توضيح است بخشي از اسرار الهي كه در سايه علوم تجربي به إذن پروردگار كشف گرديده اند ديگر مشمول تعريف سرّ نمي باشند و در حقيقت بنا بر حكمت الهي در خلقت، ديگر جزو اسرار نيستند. يعني آن بخش از علم الهي كه توسط دانشمندان علوم تجربي كشف مي گردند و علوم تجربي ناميده مي شوند جزو اسرار نيستند.
بديهي است حق تعالي بر كليه اسرار حتي اسرار انساني هم واقف است در واقع در رابطه با ايشان، سرّ معني و مفهومي ندارد ولي همانطور كه از تعاريف فوق استنباط مي گردد در اسرار انساني تعداد كمي انسان (حداقل يك نفر) انسان وجود دارند كه به آن سرّ واقفند ولي در اسرار الهي انسان حد اقل در ظاهر، وقوفي به آن اسرار نداشته است. يعني در حقيقت يا انسان در جايگاه عدم وقوف به اسرار الهي بوده و يا در مقام "سرّ پوشي" مي باشد.
همه عرفا نسبت به اسرار الهي در حد اشاره ای که ناشی از خاموشی است، اظهاراتي کرده اند.
حضرت غوث الصادق :
"صاحب جام جهان بینیم و هستی در کفیم
مخزن سر الهیم و دولب کی واکنیم".
ولي همانطور كه از اين كلام نور هم استنباط مي گردد بخش زيادي از اسرار الهي در دل انسان و در طور سرّ به وديعه گذاشته شده و در صورت سلوك صحيح و رسيدن به كمال، حجابهاي اين طور برداشته شده و به نسبت رفع حجاب دل، بخشهايي از اسرار الهي عيان مي گردند كه باز بر اساس اصل "سر پوشي" انساني كه صاحب دل بينا شده مجاز به افشاي آن نمي باشد مگر از روي حكمت الهي و يا از روي رحيميت.
دانشمندان علوم تجربي مجاز و مكلف به افشاي اسراري هستند كه ذات حق از ابتداي خلقت ابزاري همانند هوش به انسان هديه فرموده تا حجابهاي مربوطه را در دل رفع كرده و چنين اسراري را كشف و افشا نمايند. لذا افشاي اسراري بعنوان مثال تشكيل باران، ماهيت نور، انتقال أصوات و امثالهم نه تنها ايرادي ندارد بلكه ناشي از ذات خلقت بوده و مجازاست. و حتي طبق تعريف ما اينها را ديگر اسرار نمي دانيم. اما بخشي از علوم الهي كه فقط در حيطه ذات مبارك الهي بوده و به إذن ايشان مطابق با آيه مباركه ٢٦-٢٧ سوره جن فقط به عده اي خاص (خاص الخاص) منتقل مي گردد و حق افشا هم از ايشان سلب گرديده مگر در مواقع خاص بر اساس حكمت الهي.
هر كه را سر حق آموختند
مهر كردند و دهانش دوختند
در واقع صاحبان عظیم الشان طريقت با وجود سر پوشي، بنا به مصلحت و حكمت الهي و ظرفیت سالکین ممكن است اسراری را هدیه کنند تا از آن فقط در طی طریق و قرب الی الله استفاده گردد. هر چند ممكن است گاهي سامري هايي هم پديد آيند كه اين خود باز هم حكمت الهيست.
حضرت غوث الصادق:
"فتح هر بابی بدست ماست ای چله نشین
ما گشایش با کلید و دست ناپیدا کنیم".
این مکان يعني دل انسان، هیچگاه خالی از اسرار نبوده و در خواص در صورت گشايش با كليد پير، قابل وقوف بوده ولي برای اکثریت انسانها با حجابهایی پوشیده شده است که تا بعد از مرگ، باز نخواهد شد.
اسرار چه انساني و چه الهي بايد در دل حفظ گردد و به هيچ وجه كسي مجاز به افشاي آنها نيست مگر به إذن الهي. اسرار را بايد امانتي شمرد كه يا از شخصي و يا ازخداوند متعال دريافت گرديده است و افشاي آن در حكم خيانت در اين امانت مي باشد كه از سوي حق تعالي به شدت نهي گرديده است مگر در مواردي كه بنا بر اشارات الهي مجاز گردد. لذا سالكين اين طريقت مكلف به حفظ اسرار هستند و بايد با کم حرفی و سکوت، تقویت اراده و آگاهی و اندیشه نسبت به سرانجام وخیم افشای راز، و تقویت ایمان و ترس از پروردگار نسبت به حفظ اسرار همت ورزند در واقع رعايت دستور زيباي طريقتي "زهر نوشي" و "سر پوشي" بر تمام دراويش واجب است.
براي پرهيز از افشاي اسرار چه انساني و چه الهي مي توان به عوامل افشای راز دقت نمود تا با رعايت آنها بتوان از اين خطاي مهلك سلوك، به همت پيران طريقت رست.
اين عوامل عبارتند از: پرحرفی، اعتماد نا بجا به مغرضين و حسن ظن به ايشان، مصلحت طلبي و منفعت طلبي شخصي، سهل انگاري و ساده نگري نسبت به أهميت اسرار، احساساتی شدن و عصبانیت، جهالت و نادانی نسبت به سرانجام بد افشای راز، دشمنی و يا كينه و يا حسد نسبت به صاحب راز، عدم درک لذت داشتن سر، و عدم سلوك صحيح و عارفانه.
حضرت معین الفقرا در بیان سرّ در یکی از غزلیات نورانی خود میفرمایند:

اگر جانی رســـــــــــد روزی به جانان

شـــــــود سرّی ز اسرارش نمایان
عشاق هر روز و شب نالند ز هجران

وصال بر درد عشاق گشته درمان

چه ســـــــــرّی اندرین سرّوصال است

که هم افشای جبر وهم جمال است
همان عارف که شد عاشق به معشوق

زعرفانش شود محبوب به مخلوق
به دنبال وصــــــــــــــــــال و دیدن یار
شوند پیرو دراویش هردو بیـــمار.

 



منبع این نوشته
اشتراک گذاری مطلب
تمامی حقوق این وب سایت برای گروه آواساز محفوظ است